» ن والقلم و مایسطرون
میل ها و نامه ها شاید تنها رمانهای خصوصی افراد باشند ٬ که برای هر شخص تداعی کننده دنیاییست که بدان وابسته است و تصور و خیالش در آن شکل گرفته . یک نامه ممکن است آنقدر ساده باشد که درخواست مساعدتی از رئیس باشد و یا انقدر سحر انگیز و خیال برانگیز که دل معشوقه را معطوف عاشق کند . قصد ندارم فلسفه نامه ها را بگشایم چون علمش را ندارم ٬ اما نامه های خودم را به تمامی دوستان در این بلاگ عرضه می کنم . و نامه های شما را پذیرا هستم . آنچه که می شود آغاز نامه ها و گفتار های من باشد عشق است :
»نفوذ قوای عقلانی در احساس ٬ و پرداخت عقل به جانب احساس بنیادعشق است . گاه از این قوت و پرداخت به روح تعبیر می شود . ما آنچه از میان همه عشاق برخواسته ناله ایست به ژرفای تنها ترین چاهها و بلندای بلندترین کوهها و بعضا بدون حضور سامع ٬ گوش و هوش تاریخ بشر را تا به ابد مدهوش و محسور خود کرده است . مجنون ها به دل صحرا ها فرستاده و فرهاد ها به دل کوه . عشق واژه ای مقدس نیست . عشق واژه نیست . عشق جایگاه رفیعی از انسان است که مدهوش شده . هرکس به مقدار استعداد ذاتش مدهوش چیزی گشته و می گردد . عشق بهره ایست بدون ضرر که آفتش خود خواهی و کود رشدش مهربانیست .
سایه درخت عشق گر بیافتد بر سرت
هزار ها خورشید نکشند طاقتت ![]()