تبليغاتX
سی-میل - نامه بیستم : به امید تاریکی
به امید تاریکی چشم دوخته ام بر این روزهای روشن

به امید سیاهی خالص و بی انتها چشم از این دنیای رنگارنگ پوشانده ام

فقط اندکی به تاریکی نزدیک شده ام

کاش درون تاریکی محو شوم

کاش لکه ای سیاه روی قلبش شوم

نابود و نیست گردم

و انگاه که دوباره صبح گردید

من و تاریکی همبستر مرگ باشیم

و انگاه که غنچه دوید سرد و خاموش و خمود باشیم

تاریکی را دوست دارم

چون دیگر من و او نداریم

لازم نیست در سایه روشن روز خود را میان فریب پنهان کنم

یک رنگ

همه آنچه نباید باشد را در خود محو خواهم ساخت

و با تاریکی تا طلوع صبح همبستر خواهم شد

شبنمهاي ضلال و صاف پاك

مي چكند از روي سرخ گل بر روي برگهاي سبز

و من در سياهي ناپديد مي شوم

با همه سايه روشنهاي زندگي

من آرزو دارم سايه باشم.

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:14 توسط مرتضی |